هوش و انواع آن

خرید بک لینک

هوش

ساده ترین و قابل فهم ترین تعریف هوش «توانایی تطبیق و برابرسازی با محیط است» و تطبیق با محیط یعنی فراست، توانایی اندیشیدن و رسیدن به شناخت، درک مشکل و نیاز همه جانداران برای بودن و زنده ماندن می توانند خودشان را با محیط اطراف خود تطبیق دهند (رؤوف، ۱۳۸۹). حال با این تعریف مختصر از هوش به بررسی انواع آن خواهیم پرداخت. در ابتدا به ارائه هوش چندگانه گاردنر می پردازیم:

گاردنر در کتاب خود با عنوان «حالت های ذهن» تئوری هوش چند گانه را ارائه داد، که در آن بیان می کند که هوش یک موجودیت مستقل و واحد نیست، بلکه حاوی هفت هوش اساسی مستقل می باشد. این هوش ها عبارتند از: هوش زبانی، ریاضی – منطقی، موزیکال، جسمی – حرکتی، فضایی، درون فردی و بین فردی. وی بیان کرد که تئوری اش بر مبنای «ظرفیت حسابی» می داندو اینچنین تعریف می کند: « ظرفیت پردازش نوع خاصی از اطلاعات، که از روان و جشم انسان سرچشمه می گیرد. هوش شامل توانایی حل مسئله یا سبک تولید که در جامعه و فرهنگ مهم تلقی می شود».

هوش جسمی و حرکتی:

استعداد کنترل حرکات بدن و دستکاری ماهرانه اشیاء را هوش حرکتی می نامند. توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن در این افراد توانایی بیان خودشان است. آنها درک خوبی از حس تعادل و هماهنگی دست و چشم دارند و از طریق تعامل با فضای اطراف قادر به یادآوری اطلاعات هستند.

هوش میان فردی:

بخشی از آن چیزی است که امروزه به هوش هیجانی معروف شده است. اولین بار توسط گاردنر بیان شد. هوش میان فردی توانایی برقراری ارتباط با دیگران و درک مطلوب آنهاست. این افراد سعی می کنند چیزها را از نقطه نظر انسان های دیگر ببینند تا بفهمند آنها چگونه می اندیشند و احساس می کنند.

آنها معمولا توانایی خارق العاده ای در درک احساسات، مقاصد و انگیزه ها دارند. این گروه سازمان دهنده خوبی هستند، هرچند بعضی اوقات به دخالت متوصل می شوند. آنها مهارت های کلامی و غیر کلامی با دیگران ارتباط برقرار می کنند.

هوش درون فردی: هوش درک کردن خود و استفاده از خودشناسی برای انتخاب هدف های زندگی است. کسانی که هوش درون فردی دارند بسیار مستقل و خودگرا هستند. آنها ریز و درشت عیب ها و خوبی های خود را می دانند و تصویر کامل از خودشان در ذهن دارند.

این افراد سعی می کنند احساسات درونی، رویاها، روابط با دیگران و نقاط قوت و ضعف خود را درک کنند. مهارت های آنها شامل: شناخت کامل روحی و روانی خود و استقلال عملکرد خویش است.

هوش تصویری یا فضایی:

توانایی تجسم تقریبا هر چیزی حتی تجسم فکرها. یعنی اینکه وقتی به شما می گویند دموکراسی، بتوانید برای مفهوم دموکراسی یک تصویر ذهنی از آدم های یک جامعه دموکرات در ذهنتان بسازید. توانایی درک پدیدهای بصری، یاد گیرنده های دارای این نوع هوش، گرایش دارند که با تصاویر فکر کنند و برای بدست آوردن اطلاعات، نیاز به خلق یک تصویر ذهنی واضح دارند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاویر و فیلم لذت می برند. مهارت های آنها شامل این مواردمی باشد: ساخت پازل، خواندن، استعاره ها و تمثیل های تصویری، دستکاری تصاویر، ساخت و تعمیر و طراحی وسائل علمی و تفسیر تصاویر.

هوش زبان شناختی یا کلامی:

این هوش در واقع بخشی از همان چیزی است که میان عامه مردم هم به عنوان هوش پذیرفته شده است. داشتن اطلاعات عمومی زیاد، توانایی سخنوری و زبان بازی، توانای خوب خواندنو نوشتن، و در کل کسی که بتواند از زبان به بهترین نحوه استفاده کند. این یادگیرنده ها و مهارت های شنیداری تکامل یافته ای دارند و معمولا سخنورانه برجسته ای هستند.

آنها به جای تصاویر با کلمات فکر می کنند. مهارت های آنها شامل این موارد می باشد: گوش دادن، حرف زدن، قصه گفتن، تدریس، استفاده از طنز، درک غالب و معنای کلمات، یادآوری اطلاعات، قانع کردن دیگران در مورد نظراتشان و تحلیل کاربرد زبان.

هوش منطقی ریاضی:

انگار کسانی که اصطلاح «دو دو تا چهار تا کردن» را به وجود آوردند، ناخودآگاه می دانستند بین منطقی بودن و ریاضی دانستن یک رابطه ای است. کسانی که هوش منطقی – ریاضی بالایی دارند هم در عملیات ریاضی بهترند و هم قدرت استدلال قوی تری دارند. در تست های معمولی هوش، این نوع هوش سنجیده می شود. این گروه از افراد توانایی استفاده از استدلال منطق و اعداد را دارند. این یادگیرنده ها به صورت مفهومی با استفاده از الگوهای عددی و منطقی فکر می کنند و از این طریق بین اطلاعات مختلف رابطه برقرار می کنند. آنها همواره در مورد دنیای اطرافشان کنجکاوند. مهارت های آنها شامل: حل مساله، تقسیم و طبقه بندی اطلاعات، کار با مفاهیم انتزاعی، به کار گیری زنجیر طولانی استدلال برای پیشرفت، انجام آزمایش های کنترل شده، کنجکاوی در پدیده های طبیعی، انجام محاسبات پیچیده ریاضی و کار با اشکال هندسی. رشته شغلی مورد علاقه آنها مهندسی، برنامه نویسی، پژوهشگری و حسابداری است.

هوش موسیقیایی ریتمیک:

کسی که به زیر و بم آهنگ ها، ریتم ها و تن صداها حساس است، مطمئنا از هوش موسیقیایی برخوردار است. آنها با استفاده از صداها، ریتم ها و الگوهای موسیقی فکر می کنند و به صداهای محیطی بسیار حساسند. مهارتشان عمل به فعالیت های مرتبط با موسیقی است (کینگ، ۲۰۰۸(

هوش طبیعت گرا:

پس از ده سال بررسی و مشورت گاردنر بالاخره هشتمین هوش را در لیست هوش های خود جای داد. هوش طبیعت گرا انسان را قادر به تشخیص، طبقه بندی و لذت از موجودات (مثل گیاهان، جانوران، کوهستان و آرایش ابرها) طبیعت می سازد. این توانایی ها محدود معین به یک نگرش خاص نبوده، بلکه می توانند بر مبنای هر یک از حواس(پنجگانه) باشند. مانند شنوایی که می توان لذت بردن از صدای پرندگان را در این طبقه جای داد. گاردنر پیشنهاد می کند که در کشورهای توسعه یافته، توانایی طبیعت گرا حالت منحصر به فردی دارد که فرهنگ مصرف کنندگان بر مبنای هوش طبیعت گرا است، خرید فرد از یک سوپر مارکت یا خرید یک مدل خاص ماشین از میان دیگر مدل ها می توان مثالی برای این طبقه دانست.

هوش اخلاقی:

اخیرا اصطلاح جدیدی با عنوان «هوش اخلاقی» توسط بوربا (۲۰۰۵) در روانشناسی وارد شده. وی هوش اخلاقی را «ظرفیت و توانایی درک درست از خلاف، نداشتن اعتقادات اخلاقی قوی و عمل به آنها و رفتار در جهت صحیح و درست تعریف می کند». که چهار اصل از هوش اخلاقی برای موفقیت مداوم سازمانی و شخصی ضروری است: ۱. درستکاری: یعنی ایجاد هماهنگی بین آنچه به آن معتقدیم و آنچه که به آن عمل می کنیم. آنجام آنچه که می دانیم درست است و گفتن حرف راست در تمام زمان ها؛ ۲. مسئولیت پذیری: کسی که هوش اخلاقی بالایی دارد، مسئولیت اعمال خود و پیامدهای آن اعمال، هم چنین اشتباهات و شکست های خود را نیز می پذیرد؛ ۳. دلسوزی: توجه به دیگران که دارای تاثیر متقابل است. اگر نسبت به دیگرن مهربان و دلسوز باشیم، آنان نیز موقع نیاز با ما همدردی می کنند؛ ۴. بخشش: آگاهی از عیوب و اشتباهات خود و دیگران و بخشیدن خود و دیگران (سیادت، مختاری پور و کاظمی، ۱۳۸۸)

گاردنر(۱۹۹۷-۱۹۹۹) هوش اخلاقی را به عنوان نامزد بالقوه در مدل خود جای داد. اگر چه او اظهار تردید کرده است که آیا می توان مرز و حوزه اخلاق را از دیگر حوزه ها مشخص کرد و هوش اخلاقی را دارای حوزه ای مجزا دانست؟ بر طبق گفته گاردنر (۱۹۹۹) حوزه اخلاق مربوط به آن قوانین، رفتارها و نگرش ها است که تقدیس زندگی (به ویژه) تقدیس زندگی بشر و در بسیاری حالات تقدیس دیگر موجودات زنده که بر روی زمین ساکن هستند، را حکومت می کند. او بعدها ادعا کرد اخلاقیات بیشتر یک موضوع و خصوصیت شخصی است تا اینکه یک هوش باشد، بنابراین وجود آن را از لیست تئوری هوش چندگانه رد کرد.

هوش وجودی:

هوش وجودی را می توان پیش نیاز هوش معنوی دانست. بر مبنای گزارش ها، گاردنر(۱۹۹۳) یک سال مطالعات خود را صرف تحقیق بر روی این زمینه کرد و به این نتیجه رسید که هوش معنوی نمی تواند هشتمین معیار باشد. با این وجود یک جنبه معنویت، کاندیدای احتمالی برای گارنر به نام «هوش وجودی» را اثبات کرد. او هوش وجودی را به عنوان «هوش سوالات بزرگ» تعریف کرد، که می توان آن را بر مبنای گرایش انسان برای اندیشیدن نسبت به سوالات بنیادی زندگی است. گاردنر(۱۹۹۳) ادعا کرد که هوش وجودی به طور منطقی به هشت هوش را رتبه بندی می کند و تاکید کرد که چنین موضوعاتی در هر فرهنگ و در هر بچه ای در دوران طفولیت میزان چنین سوالاتی افزایش می یابد. افراد با توانایی های وجودی استثنایی می توانند همه تاریخ، از جمله رهبران دینی و فیلسوفان را به خاطر بسپارند. با این حال، گاردنر برای قرر دادن هوش وجودی در لیست خود مردد بود و استدلال می کند که شواهد کمی مبنی بر امکان پذیری منطقه بندی مغز وجود دارد. اغلب نقل قول می شود که او می گوید حتی اگر چنین مدارکی پیدا شود، او عنوان «هوش هشت و نیم» چندگانه را انتخاب خواهد کرد.

هوش عاطفی یا هیجانی:

هوش عاطفی در جهت ارتقا و افزایش سازگاری اجتماعی می باشد. هوش عاطفی نخستین بار توسط سالوی و مایر در ۱۹۹۰ بیان شد. آنها هوش عاطفی را اینچنین تعریف کردند: «هوش عاطفی زیر مجموعه هوش اجتماعی است که توانایی کنترل احساسات خود و دیگران جهت تمایز قائل شدن بین آنها برای جهت دادن به فکر و عمل می باشد.

این هوش در طول تاریخ مصلحان و نخبگان اجتماعی را از نخبگان ملی جدا می سازد. هوش هیجانی بیانگر آن است که در روابط اجتماعی و در شرایط خاص چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است. هوش هیجانی نوعی استعداد عاطفی است که تعیین می کند از مهارت های خود چگونه به بهترین نحوه استفاده کنیم (ییل دیریم، ۲۰۰۷)

هوش تجاری:

هوش تجاری یا هوش کسب و کار که قالب عمده تری را مانند استفاده های تجاری و غیر تجاری (نظامی و غیر نظامی) در بردارد، عبارت استاز بعد وسیعی از کاربردها و تکنولوژی برای جمع آوری داده و دانش جهت زایش پرس و جو در راستای آنالیز بنگاه برای اتخاذ تصمیمات تجاری دقیق و هوشمند. یک هوش تجاری بر اساس یک معماری بنگاه تشکیل شده است و در قالب پردازش تحلیلی بر خط (OLAP) به تحلیل داده های تجاری و اتخاذ تصمیات دقیق و هوشمند می پردازد. هوش تجاری، نه عنوان یک محصول و نه به عنوان یک سیستم، بلکه به عنوان بک معماری و رویکردی جدید مورد نظر است که البته شامل مجموعه ای از برنامه های کاربردی و تحلیلی است که به استنادپایگاه های داده عملیاتی و تحلیلی به اخذ و کمک به تصمیم گیری برای فعالیت های هوشمند تجاری و کسب و کار می پردازند (گلستانی، ۱۳۸۶)

هوش مصنوعی:

بی شک یکی از پرسش های جالب فلسفه نوین را «آلن- متیسون – تورینگ» فیلسوف، ریاضی دان، رمز شکن و دانشمند کامپیوتر انگلیسی در سال ۱۹۵۰ طی مقاله ای به نام «ماشین محاسباتی و هوشمندی» با عنوان «ایا ماشین می تواند فکر کند؟» مطرح کره و توضیح داد منظور او از ماشین، کامپیوتری است که می تواند محاسبات نرم افزاری مورد نیاز را انجام دهد تا ذهن مخاطبان را از پریشانی درباره ماهیت این ماشین برهاند. این نخستینباری بود که نوع بشر به توانایی فکر کردن کامپیوتر، می اندیشد و اگر چه خودش نتوانست به پاسخ قطعی این برسد اما برای یافتن پاسخ مناسب در آینده، یک راهبرد خلاقانه پیشنهاد کرد (علیپور صدری، ۱۳۸۹)

هوش فرهنگی:

مفهوم هوش فرهنگی برای نخستین بار توسط ارلی و انگ (۲۰۰۳)، از محققین دانشکده کسب و کار لندن مطرح شد. این دو، هوش فرهنگی را قابلیت یادگیری الگوهای جدید در تعاملات فرهنگی و ارائه پاسخ های رفتاری صحیح به این الگوها تعریف کردند. آنها معتقد بودند در مواجه موقعیت های فرهنگی جدید، به زحمت می توان علائم و نشانه های آشنایی یافت که بتوان از آنها در برقراری ارتباط سود جست. در این موارد، فرد باید با توجه به اطلاعات موجود یک چارچوب شناختی مشترک تدوین کند، حتی اگر این چارچوب درک کافی از رفتارها و هنجارهای محلی نداشته باشد تدوین چنین چارچوبی تنها از عهده کسانی بر می آید که از هوش فرهنگی بالایی برخوردار باشند (نائیجی و عباسعلی زاده، ۱۳۸۶)

هوش سازمانی:

هلال، هوش سازمانی را حاصل عملکرد ۵ زیر سیستم شناختی می داند که عبارتنداز: ساختار سازمانی، فرهنگ، روابط ذی نفعان، مدیریت دانش و فرایندهای استراتژیک. البرخت هوش سازمانی را به عنوان استعداد و ظرفیت یک سازمان در حرکت قدرت ذهنی و تمرکز این قدرت ذهنی در رسیدن به رسالت سازمان تعریف می کند.

هوش استراتژیک:

هوش استراتژیک رهبران سازمانی، موجب به وجود آمدن هوشمندی رقابتی می شود. هوشمندی رقابتی، هنر جمع آوری، پردازش و ذخیره سازی اطلاعات استکه افراد تمام سطوح سازمان به فراخور نیاز خود به آن دسترسی دارند و به آنها کمک می کند که آینده خود را شکل دهند و در مقابل تهدیدهای رقابتی از آنها محافظت می کند (سلطانی، ۱۳۸۸)

هوش غریزی:

هوش غریزی را مختص جانداران، غیر از انسان، دانسته اند. همه جانداران از آمیب و کرم های خاکی گرفته تا شیر، ببر درنده، پرندگان، حشرات و آبزیان هوش غریزی دارند. هر کدام از این جانداران بنا بر طبیعت ذاتی و فطری خود می توانند تا زمانی بخت و اقبالشان اجازه دهد زنده بمانند و زندگی کنند.

هوش خلاق:

هوش خلاق ویژه جانداری به نام «انسان» است. هوشی که می تواند همواره رشد کند، پیشرفت داشته باشد و «تغییر» بیافریند. تاریخ زندگی بشر در روی کره زمین نشان داده که در گذر عمر، هیچ لحظه ای از لحظه های زندگی انسان شبیه روزهای پیشین او نبوده است. «عنصر تغییر» در زندگی انسان نشان داده که انسان باید پیوسته انسان دیگری بشود، خلق کند، نوآوری کند و عوض شود (رؤوف، ۱۳۸۹)

هوش جمعی:

مورچه ها، زنبورهای عسل، دسته های پرندگان و گله های حیوانات، چنان هماهنگ با هم عمل می کنند که گویی هر کدام با طرح و برنامه ای از پیش تعیین شده می داند که چه باید بکند. با این حال، حیوانات به تنهایی باهوش نیستند؛ اما گروهی از آنها کنار هم، به شیوه ای هوشمندانه عمل می کنند. نظریه علمی مرسوم به «هوش جمعی» که بر مبنای رفتار جمعی دسته های حیوانات ارائه شده است، راه مواجهه با شرایط پیچیده زندگی را به ما می آموزد (میلر، ۱۳۸۶). مطالعه هوش جمعی، افق های تازه ای را در برابر انسان می گشاید که به وسیله آن می توان سیستم های پیچیده ای را مانند مسیرهای خودروها و روباتهای نظامی، کنترل کرد (اشکبوس، ۱۳۸۹)

هوش رقابتی:

هوش رقابتی فرایند جمع آوری اطلاعات علمی در مورد رقبا و کاربرد آن در یک سطح استراتژیک بلند مدت و کوتاه مدت می باشد. به کمک هوش رقابتی، سازمان ها می دانند که چه رقابت هایی باید در اولویت قرار گیرد. واحدهای هوش رقابتی در واقع به تحلیل رقبای یک سازمان می پردازد. این واحدها از برنامه ریزی و تصمیم گیری استراتژیک و کاربرد آن حمایت می کنند و فرصت ها و تهدیدات تجاری را سریعا هشدار می دهند (بیک زاده و اسکندری، ۱۳۸۸)

چند قطعه و پاراگراف عاشقانه :...

ما را در سایت چند قطعه و پاراگراف عاشقانه : دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 5:26

صفحه بندی