قضاوت

خرید بک لینک

قضاوت کردن بخش عمده ای از فعالیت ذهنی روزانه غالب افراد را به خود اختصاص میدهد. این قضاوت کردن صرفاً در جنبه های ضروری زندگی (مانند سالم یا ناسالم بودن یک غذا، مسیر مناسب برای رفتن به محل کار یا انتخاب مدرسه خوب برای فرزندان) نیست.

بلکه سهم زیادی از گفتگوها و تحلیلهای ما صرف قضاوت کردن میشود:

  • آنها نباید با هم دوست بمانند.
  • فلانی، انسان بدی است. او یک رابطه عاطفی سالم ندارد.
  • در فلان شرکت چیزی به نام مدیریت استراتژیک وجود ندارد.
  • او نباید برای همسرش آن پیامک عذرخواهی را میفرستاد ، برای همین است که همسرش ناسازگار است .

عموما" بیان می شود به من ارتباطی ندارد و نمی خواهم دخالت کنم و جالب اینجاست با وجودی که اکثر ما میپذیریم که بخش عمدهای از زندگی ما به قضاوت در مورد دیگران میگذرد، در روند بحث و استدلال، اگر لازممان بشود، چکش قضاوت را از سر دیگرش، بر فرق طرف مقابل میکوبیم:

  • قضاوت نکن!
  • قضاوت کردن در مورد دیگران اخلاقی نیست!
  • اصلاً قضاوت برای چه؟ ما که در موضع قضاوت نیستم

چرا با اینکه همه ما میدانیم قضاوت کردن بر رفتار و گفتار دیگران از زشتترین و آزاردهندهترین ناهنجاریهای رفتاری ما است؛ اما بیشتر اوقات آگاهانه یا ناآگاهانه مرتکب آن میشویم؟ درحالی که اگر هر یک از ما به درستی خود را بشناسد و تاثیر قضاوتهای نادرست خود را بر زندگی افراد ببیند و این نکته را درک کند که گاهی قضاوتهای نادرست میتواند مسیر زندگی دیگران را تغییر دهد، به طور قطع در قضاوت عجله نکرده و بسیاری از اوقات ترجیح میدهد از قضاوت بپرهیزد و انجام این موضوع مهم را به افراد دارای صلاحیت بسپارد.

قضاوت به معنای داوری بین دو نفر، یا به معنای انتخاب بین دو موضوع یا انتخاب یک راه حل از بین راهحلهای متفاوت برای یک مشکل بین فردی یا اجتماعی است و به طور معمول قضاوت از فرهنگ و آگاهی فرد نسبت به موضوع مورد بحث، تفکرات، اندیشهها و اعتقادات وی نشأت میگیرد

عموما قضاوت از سه علت زیر ریشه می گیرد:

۱. آن رفتار و خصوصیت تان برای خودتان هم قابل تحمل نیست.

بعنوان مثال، ممکن است خجالتی باشید و با فردی بسیار اجتماعی برخورد کنید. قضاوت شما چیزی شبیه به این خواهد بود: چقدر خودنما، خیلی پرسروصدا و آزاردهنده است. چون خودتان نمی توانید آنطور رفتار کنید، به کسی که اینطور هست کینه می ورزید.

این نوع قضاوت مشخص می کند که شما به طور کامل خودتان را بروز نمی دهید و درنتیجه از کسانیکه اینکار را می کنند نفرت دارید، حتی اگر اینکار غیرعمدی باشد.آگاه شدن از واقعیت این واکنش و تلاش برای ابراز احساساتتان باعث می شود بسیار بهتر خود را بروز دهید.

۲. شما همان رفتار را نشان می دهید و از آن آگاهی ندارید، به همین علت وقتی آن را در کسی می بینید دوست ندارید.


همه ما با این وضعیت روبه رو شده ایم. یک نفر درمورد یکی از دوستان یا آشنایان شکایت می کند و شما با خودتان فکر می کنید، «خنده دار است، اون خودش همین رفتاری که فکر می کنه اشتباهه رو انجام میده!».

نگاهی صادقانه به خودتان بیندازید شاید خیلی از خصوصیاتی که در دیگران دوست ندارید، در خودتان باشد. اگر اینطور بود ممکن است باعث تعجبتان شود و به این ترتیب خود را بهتر پذیرفته و احساس درک و دلسوزی بیشتری نسبت به دیگران پیدا خواهید کرد.


۳. فردی حسود هستید و به همین دلیل به داشته های دیگران حسد می ورزید و آنها را قضاوت می کنید.


کسیکه در زمینه ای به موفقیت رسیده باشد ممکن است شما را یاد عدم موفقیت خودتان در آن زمینه بیندازد. به موفقیت بالاتر او حسادت کرده و بعد سعی می کنید اشکالی در او پیدا کنید تا حس کمبود خودتان را جبران کنید.

هیچ کدام از این دلایل سبب نمی گردد قضاوت کردن حس مناسبی برای انسان ایجاد نماید زیرا اساساً قضاوت کردن دارای بار منفی است. و تنها راه رسیدن به آرامش عشق ورزیدن به دیگران و قبول کردن آنهاست همان طور که هستند و بهترین نقطه شروع از خویشتن است یعنی انسان به خود عشق بورزد و به خود احترام گذارد.

ما از درون انسان ها و و تفکر آنها بی خبر هستیم . هیچکس نمیتواند ادعا کند که در دل هر انسانی چه می گذرد و بر اساس آن قضاوت می کند . پس بدانیم و آگاه باشیم که قضاوت در مورد خوب و بد دیگران و نیت اعمالشان در حوزه صلاحیت ما نیست .


برچسبها: قضاوت, شرایط قضاوت, علت قضاوت, حسادت, دشمنی چند قطعه و پاراگراف عاشقانه :...

ما را در سایت چند قطعه و پاراگراف عاشقانه : دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:50

صفحه بندی